
16/8/88
در اقتصاد «بساز و بفروشي» ايران، يعني اقتصادي كه كالا را فقط براي «رد كردن» (فروش غير مسوولانه و كوته بينانه) عرضه مي كند و در آن، رانت زمين به شكلي سرطاني فراوان و فزاينده است، تصرف عرصه هاي طبيعي براي تملك شخصي و فروش آن در بازار اشباع از پول هايي كه راه به توليد ندارند، فراگير است. در اين ميان، اگر زمين در نقطه اي خوش آب و هوا يا نزديك به يك شهر بزرگ باشد، بيشتر در خطر تصرف است.
ساختار سازمان هاي نظارتي مسوول حفظ طبيعت و منابع طبيعي ما هم به گونه اي است كه برخلاف پاره اي عرصه هاي اجتماعي ديگر، در اين مورد غالبا مدارا و آسان گيري بسيار به چشم مي خورد؛ چنان كه در برابرِِِِِِِِ هاي و هويِ معدودي فرصت طلب، به سادگي كوتاه مي آيند.
مثال ها براي اثبات ادعاي بالا فراوان اند، اما در اين يادداشت سرِ پرداختن به آن را نداريم. در اينجا، اشاره اي داريم به يك مورد كه چون در آغاز شكل گيري است، مي توان جلوي آن را گرفت:
به تازگي در روستاي سنگان، در منطقه ي كن و سولقان (شمال غرب تهران) عده اي در حال احداث جاده اي هستند كه هم اينك تا بالاي امام زاده قاسم رفته و مطابق شنيده ها قرار است تا آبشار سنگان در مسير قله ي پهنه سار برود.
توجيه علني دست اندر كاران اين جاده سازي، تسهيل دسترسي به باغ هاي بالادست و حمل محصولات است؛ اما نيت اصلي آنان كه در گفت وگوهاي غير علني مشهود است، همانا زمينه سازي براي قطعه بندي باغچه ها و دامنه هاي كوهستاني و كناره هاي جويبار و عرضه آنها به بازار بساز و بفروشي است. به بيان ديگر، قرار است ريشه هاي سرطاني رشد ناموزون تهران، در رگ و پي دره اي ديگر دوانده شود.
در اين مورد چند نكته را يادآور مي شوم :
1- باغ هاي بالادست سنگان در قطعه هاي بسيار كوچك هستند و بازدهي اقتصادي ندارند.
2- هزينه ي ساخت و نگهداري جاده (حتي بدون در نظر گرفتن هزينه هاي ناشي از تخريب محيط زيست و آبخيزها و مراتع) قابل قياس با اندك درآمد حاصل از فروش چند تن گيلاس و ديگر ميوه هاي اين باغ ها نيست.
3- باغ هاي قديمي تر در پايين دست روستاي سنگان و نيز تمامي باغ ها و تاسيسات ديگر در امتداد رودخانه ي كن، به شدت دچار كمبود آب هستند و هرگونه افزايش سطح باغ ها و افزايش مصرف آب با خانه سازي، موجب تشديد مشكل بخش هاي پاييني مي شود. لازم به يادآوري است كه رودخانه ي كن نه تنها سال ها است كه در تابستان و اوايل پاييز به دشت هاي پايين دست جاده ي كرج نمي رسد، بلكه در همان محدوده ي كن هم در بسياري سال ها خشك مي شود. براي مثال، در تابستان گذشته اين رود در سنگان هم خشك شد و در اين روستاي كوهستاني، براي به دست آوردن آب، چاه حفر شد!
4- تجربه نشان داده است كه جاده كشي در دره هاي اطراف تهران، به معناي كشيده شدن دامنه ي ساخت و ساز و آلودگي به ارتفاعات و تحميل هزينه هاي سنگين خدمات رساني، بر دوش مجموعه شهروندان است.
5- براي احداث جاده ياد شده، هيچ گونه مطالعه تكتونيكي، مكانيك خاك و ارزيابي زيست محيطي انجام نشده و جاده، در امتداد راه مال روي قديمي و با «همت اهالي» (!) در دست اجرا است. با توجه به لرزه خيزي و سيل خيزي منطقه، بقاي اين جاده و ساختمان هايي كه بنا خواهند شد، به شدت ناپايدار خواهد بود و در همان مقوله «بساز و بفروشي» غير مسوولانه مي گنجد.
6- ساخت و ساز در ارتفاع بالا و رانش دامنه ها و فرسايش خاك كه در پي آن مي آيد، آسيب جدي به حوزه ي آبخيز شهر تهران وارد مي سازد.
با توجه به نكته هاي بالا، شكي نيست كه احداث جاده از سنگان به بالا، برخلاف مصالح همگاني است و بايد هرچه زودتر متوقف شود. اطمينان داريم كه بيشتر مردم منطقه كن و سولقان هم با اين كار موافق نيستند و از مسئولان منابع طبيعي و محيط زيست تهران درخواست داريم هرچه زودتر، از ادامه ي اين عمليات جلوگيري كنند.
عباس محمدی / مدیر گروه دیده بان کوهستان انجمن کوهنوردان ایران
سبز پرس