
با توجه به اين دعاي داريوش، در اين نوشتار قصد داريم که ارتباط ميان واژههاي «دشمن»، «خشکسالي» و «دروغ» را بررسي کنيم.
دشمن:
واژهي «دشمن» در برابر واژهي «دوست» يا بهتر بگوييم در برابر واژهي «هو + من» به معناي "کسي است که انديشهي بدي نسبت به ما دارد." اين واژه از «دش» به معناي بد و زشت + «من» به معناي نفس و ذات تشکيل شده[2] و در زبانهاي اوستايي Dushmanah، در پهلوي Dushman، در سانسکريت Durmanas، در يوناني Dsmenes، در روماني Dushman، در صربي Dushmanin آمده است.[3]
خشکسالي:
واژه Drought از زبان انگليسي به «خشکي» و «خشکسالي» و «تشنگي» در فارسي ترجمه ميشود. اين واژه در زبان ژرمن، Durre و در زبان دويچ، Droogte است.
دروغ:
از «دروغ» در ادبيات باستاني ايران با عنوان ديو دروغ (دروج) ياد شده است. اين واژه در فارسي باستان، Draug، در اوستايي به شکل Draog، و در فارسي ميانه به صورت Droj آمده است.[4]
به نظر ميرسد در ايران باستان، همهي جلوههاي زشت و صفات پليد به صورت ديوان و دروجان در برابر ايزدان شخصيت مييابند. دروج در آغاز نامي براي ماده ديوان بوده، ولي سپس کلمهاي ميشود مترادف ديو. اصطلاح دروج يا دروغ يا فريب غالبا به عنوان لقبي براي اهريمن يا براي ديو خاصي يا طبقهاي از ديوان به کار ميرود.[5]
در دانشنامهي مزديسنا آمده است: "درُوج به معناي دروغ و ديو نادرستي است."[6]
در پايين به عبارتهايي که با واژههاي «دروج» و همخانوادههاي آن ساخته شدهاند اشاره ميکنيم تا رابطه دروغ با اهريمن و ديو و دشمن بيشتر مشخص شود.
دَروجو نَمان: مقر اهريمن که خان و مان دروغ ناميده ميشود.[7]
درٍگوَنت، دروَنت: «درگونت» در گاتها و «درونت» در قسمتهاي ديگر اوستا به معني دروغپرست و مشرک و خبيث در ادبيات زرتشتي باقي مانده است.[8]
دُروَند: دروغزن، پيرو کيش دروغين[9]
دروج شيدسپي (ديو): طبق زند بهمن يسن، دروج شيدسپي تا دههزار گونه باشند و درفش سرخ دارند. به صورت انبوه به ايران شهر حمله کنند و تا ساحل اَرَنگ (يا فرات) بتازند. مسکن آنها دشت آسورستان (بينالنهرين) است. آنجا را سوراخ ديوان نامند. (زند بهمن يسن 11)[10]
دروج کليسايي: دروج کليسايي دشمنان مسيحي ايرانيان بودند. طبق زند بهمن يسن (11) آنان از شهرهاي سلم (روم) رسند. سرخ کلاه و سرخ سلاح و سرخ درفش باشند.[11]
از اين دو عبارت بالايي چنين برميآيد که واژه دروج (دروغ) به دشمن اطلاق ميشده است. بنابراين عجيب نيست که داريوش در کتيبهاش واژههاي «دروغ» و «دشمن» را در کنار هم به کار برده است.
دروغ دو پا تخمه: در هزاره اوشيدرماه انواع مارها به يک جا جمع شوند و با هم آميزند و ماري عظيمالجثه پديد آيد. مزديسنان به دستور اوشيدرماه به کارزار آن مار ميروند و يزشي بکنند و آن ديو بگدازد و نابود شود.[12]
از عبارت بالا رابطه دروج (دروغ) با اژدها (مار عظيمالجثه) و دشمن مزديسنان کاملا مشخص است.
دشمن و خشکسالي:
سوال اين است که چرا داريوش دشمن و خشکسالي را با هم به کار برده است؟
براي مشخص شدن ارتباط ميان «دشمن» و «خشکسالي»، به اسطورهي آرش اشاره ميکنيم. آرش، در زمان جنگ ميان ايران و توران و در دوران پادشاهي منوچهر(ايران) و افراسياب(توران)، جزو سپاهيان ايران بود و با پرتاب تير، مرز ميان ايران و توران (دشمن ديرينه ايران) را مشخص ميکند. موضوع اين است که با تازش اهريمني افراسياب به داخل خاک ايران، بيباراني و «خشکسالي» رخ ميدهد و بعد از پرتاب تير آرش در کنار رود (نماد آب و باروري) و مشخص شدن مرز و در ادامه دور شدن «دشمن»، رودها در ايرانشهر جريان مييابند و «خشکسالي» از بين ميرود.
موضوعي که در «تير يشت» به آن اشاره شده نيز قابل توجه است. در «تير يشت» سخن از نبرد «تيشتر»، فرشته باران و «اپوش»، ديو خشکسالي است که در هنگام گفتگو از اين ستيز است که سخن از آرش به ميان ميآيد.
در همين رابطه ميتوانيم حتي به دوران امروزي خودمان هم اشاره کنيم. يکي از دلايل عمده جنگ ميان ايران و عراق، مربوط به «اروند رود» بود. با افغانستان بر سر «هريرود» و «هيرمند رود» مشکل داريم و با برخي از کشورهاي عربي به خاطر خليج فارس و با روسيه به خاطر درياي مازندران توافق کامل ديپلماتيک نداريم.
خشکسالي و دروغ:
بنابر آنچه در رابطه با واژه خشکسالي در بالا گفته شد، و با توجه به تلفظ واژه «دروغ» در زبانهاي همخانواده با زبان فارسي، به نظر ميرسد که شباهتهايي وجود دارد:
به عبارت بهتر، ميان واژه خشکسالي به زبان انگليسي، ژرمن و دويچ (Drought، Durre، Droogte) با واژهي Draogha اوستايي، Drauga فارسي باستان، Drough پهلوي،Durugh کردي، Drough بلوچي، Draugr ايسلندي کهن،Bidriogan ساکسوني کهن، Triogan آلماني کهن، Trugen آلماني ريشههاي مشترکي ديده ميشود. (ذيل واژهي دروغ، ص 275، فرهنگ ريشههاي هند و اروپايي زبان فارسي)
نگارنده اذعان ميکنم که براي صحت موضوع ارتباط ميان ريشههاي اين دو واژه، به بررسيهاي بيشتر احتياج داريم.
اکنون براي روشن شدن ارتباط بيشتري که ميان واژههاي دشمن، خشکسالي و دروغ وجود دارد، به بررسي يک موجود اهريمني به نام «اژدها» ميپردازيم.
اژدها:
در فرهنگ دهخدا ذيل واژه «اژدها» آمده است: مار، مار بزرگ، مار بس بزرگ.
در کتاب فرهنگ اساطير و فولکلور و سمبلها، تاليف Jobes آمده است: "اژدها در ادبيات ملل مختلف به معني و نماد اقتدار، هرج و مرج، ابر، ظلم، استبداد، خشکي و بيباراني، دشمني حقيقت، بتپرستي، جهل، اولين دريا، باران و آب به کار رفته است." (ص 15، اژدها در اساطير ايران)
دکتر منصور رستگار فسايي در پيشگفتار کتاب «اژدها در اساطير ايران»، اژدها را اينگونه تعريف ميکند: "اهريمني که با توانائيهاي وحشت انگيز خويش به نابودي آدميان و ويراني جهان ميپردازد، جانداران توانا و ناکام را به کام خود ميکشد، گياهان و سبزهها را ميخشکاند، در نفسش دود و آتش و زهر است و با نيروي ايزدي و پاکان و نيکان در ستيزي هميشگي است."
از اين تعريف چنين بر ميآيد که اژدها دشمني است که خشکسالي به بار ميآورد.
از طرفي اژدها لقب ضحاک، يکي از بزرگترين دشمنان ايرانشهر و همچنين به تعبير حکيم ابوالقاسم فردوسي، به معني پادشاه ظالم هم هست.
بنابراين اژدها با خشکسالي و دشمن در ارتباط است.
براي بررسي بيشتر موضوع، به مطالب زير هم توجه کنيد:
در ذيل واژهي «اژي» در فرهنگ دهخدا، نوشته شده: "اَژي (در سانسکريت اَهي) نام يکي از اهريمنان نزد آريائيان و آن به معني مار يا اژدهاست. وي در کوه مسکن داشته و ديوان را به ياري خود ميطلبد. در حقيقت اهي يا اژي، ابر سياه توام با بوران و طوفان و رعد است که با هزاران حلقه و پيچ و تاب به سوي آسمان بالا ميرود. «ايندره» (ربالنوع رعد) نيرومند با اين مار مصاف داده، او را ميکشد. در «ريگودا» بارها از اين مبارزه ياد شده است و يقينا ماري که در اساطير و ادبيات حماسي اغلب ملل موجود است، همان اَهي آريائيان قديم است..."
در بسياري از اسطورههاي ملل، متوجه اين موضوع اصلي ميشويم که اژدهايي راه آب را بر مردم بسته و باعث خشکسالي شده است. در اين هنگام پهلواني پيدا ميشود و اژدها را ميکشد و آب را به مردم بازميگرداند. به طور مثال «ايندره» با «ورتره» Vrtra که اژدهاي بازدارنده آبهاست ميجنگد و گاوهاي ابر را آزاد ميکند. در اساطير ايراني هم گرشاسب با اژدها ميجنگد و آبها را آزاد ميکند.
"اژدها در افسانهپردازي سراسر جهان به جز چين – که در آنجا موجودي مسالمت جوست – نمودار نيروهاي پليد و ناپاک است. اژدها آب را از بارور کردن باز ميدارد و ميخواهد خورشيد و ماه را فرو برد. بنابراين براي اينکه جهان بماند، بايد اژدها نابود شود. اين مفهوم اساطيري اژدها به عنوان نيروي اصلي اهريمن و بهگونهي دشمن آفرينش، در دينها و ادبيات گوناگون پيدا شده است."[13]
به همين دليل هميشه قهرماناني در سراسر دنيا، همچون ايندره هندي، فريدون و رستم و گرشاسب و گشتاسب و اسفنديار و اردشير و بهرام چوبين ايراني، مردوک بابلي، اسکندر و کادموس و زئوس و آپولو و هرکول يوناني، پهلوان زيگفريد آلماني و شاه آرتور انگليسي با اژدها ميجنگند.[14]
از نوشتههاي بالا نتيجه ميگيريم که اژدها، دشمني است که بايد به دست پهلوان کشته شود.
واژه Dragon از زبان انگليسي به معناي «اژدها» در فارسي است. و به زبانهاي ديگر به قرار زير است:
Catalan: Drac, Czech: Drak, Welsh: Draig, Danish: Drage, German: Drache, Spanish: Drag?n, Esperanto: Drako, French: Dragon, Icelandic: Dreki, Italian: Drago, Cornish: Dragon, Latin: Draco, Luxembourgish: Draach, Dutch: Draak, Norwegian: Drage, Narom: Dragon, Occitan (post 1500): Dragon, Oromo: Dragon, Portuguese: Drag?o, Romanian: Dragon, Scots: Draigon, Slovak: Drak, Swedish: Drake, Tagalog: Dragon
گفتيم که «اژدها» با «خشکسالي» در ارتباط است. از لغتهاي بالا نتيجه ميگيريم که اين ارتباط در ريشههاي واژههاي آنها نيز ديده ميشود.
ما گفتيم که در ايران باستان از دروغ با عنوان ديو ياد شده است. بد نيست بدانيم که در برخي از زبانهايي که در بالا به آنها اشاره شد، ديو (Demon) همان اژدها (Drac) است. اين Drac و Draco و از اين قبيل ريشهي همان شخصيتي است که در فيلمهاي امروزي از آن با عنوان «دراکولا» ياد ميشود که هم دشمن آدميان است و همواره تشنه نوشيدن خون است.
اژدها همچنين نان يکي از صورتهاي فلکي آسمان (Deraco) است. در فارسي نام اين صورت فلکي، «تنين» (در عربي به معناي اژدهاست)، «هستبهر» يا «هشتبهر» و همان است که در باورهاي عاميانه هند و ايراني، ماه و خورشيد به هنگام کسوف و خسوف به کام او ميروند.[15]
اژدها و دروغ:
جالب اين است که در ادب فارسي و زبان عاميانه به دروغهاي عجيب و باورنکردني، «دروغهاي شاخدار» اطلاق ميشود. از طرفي اژدها نيز يک موجود عجيبالخلقه است که اتفاقا از نوع شاخدار آن (اژي سروور azi sruvara) در اوستا ذکرهايي به ميان آمده است.
گفتيم که اژدها دشمن ماست، واضح است که دروغگو و دروغزن هم دشمن ما و دين ما هستند.
آرش نورآقايي
منابع:
* فرمانهاي شاهان هخامنشي که به زبان آريايي (پارسي باستان) نوشته شده است، تاليف رلف نارمن شارپ، تهران، چاپ دوم، پازينه، 1384، 208ص، مصور.
* اژدها در اساطير، پژوهش و تحقيق از منصور رستگار فسايي، تهران، توس، 1379، 378 ص. مصور.
* دانشنامهي مزديسنا، واژهنامهي توضيحي آيين زرتشت، جهانگير اوشيدري، تهران، نشر مرکز، 1371، 515 ص.
* فرهنگ اساطير ايراني بر پايه متون پهلوي، مولف خسرو قليزاده، تهران، کتاب پارسه، 1387، 472 ص.
* ريشههاي هند و اروپايي زبان فارسي، منوچهر آريانپور کاشاني، اصفهان، جهاد دانشگاهي اصفهان، 1384، 547 ص.
* لغتنامه دهخدا
* سايت معتبر اينترنتي www.reference.com
ايرن