
تعریف: هر تجمعی از جانداران هم گونه كه در یك بوم ِ مشترك زندگی كنند و روابط بینابینی شان بر شایستگی زیستی ِ نهایی شان اثر گذارد، یك جمعیت را پدید می آورند. (با توجه به غنا و پیچیدگی مقایسه ناپذیر موجود در جمعیتهای جانوری، از این پس بحث را تنها در مورد این نوع جمعیت /جامعه /گروهها ادامه می دهیم) ساده ترین شكل جمعیت، دسته است، كه از مجموعه ای از افرادِ هم گونه كه جذب منابعی مشترك شده اند، تشكیل می شود. گروهی از سوسری ها كه در آشپزخانه ای دور مواد غذایی جمع می شوند، یا پرندگانی كه در اطراف آبگیری به تغذیه مشغولند، به این سطح ِ پیچیدگی وابسته اند.
اگر ارتباطات بین موجودات یك جمعیت آنقدر از نظر اطلاعاتی و كاركرد زیستی غنی شود كه به پیدایش نوعی همكاری در میانشان منتهی شود، آن مجموعه از جانوران را شبه اجتماعی (Parasocial) می نامند. جانوران شبه اجتماعی در یك منطقه و در ارتباط نزدیك با یكدیگر زندگی می كنند و همراهی شان با جمع كاركردهایی مانند گردآوری و استفاده از منابع، دفاع در برابر دشمنان و تولیدمثل و پرورش فرزند را تسهیل می كند. یك گله ی گاومیش آفریقایی و یك گله كفتار نمونه هایی از جانوران شبه اجتماعی هستند.
اگر این ارتباطات و كاركرد زیستی به قدری اهمیت یابد كه گروهی از اعضای گروه به نفع دیگران خدمت كنند و از تولیدمثل -كه هدف نهایی هر جاندار، از دیدگاه تكاملی است - چشم پوشی كنند، آنگاه ما با یك گونه ی نیمه اجتماعی (Semisocial) روبرو هستیم . برخی از زنبوران زیر راسته ی Apocrita چنین ویژگی ای را دارند. یعنی گروهی از ماده های -معمولاِ- خویشاوند كه در یك جا لانه سازی می كنند، بین خود به شكلی تقسیم كار می كنند كه گروهی به تخم گذاری و گروهی دیگر برای انجام كارهای لانه و پیداكردن غذا می پردازند و خود تخم گذاری نمی كنند.
اگر این شیوه ی تقسیم كار به شكلی افراطی بینجامد، جوامع حقیقی پدیدار می شوند. موجوداتی را اجتماعی حقیقی (Eusocial) می گویند كه در جوامعشان سه شرط برآورده شود:
نخست این كه تمام اعضای جامعه به جز یك یا تعداد معدودی از جفتگیری و تولیدمثل چشم پوشی كنند. دوم این كه طول عمر افراد به قدری باشد كه دست كم یكی از والدین بیشتر عمر خود را در همراهی با فرزندانش بگذراند، یعنی نسلها بر هم افتادگی داشته باشند. و سوم این كه تقسیم كار در میان اعضای جامعه به پیدایش طبقات اجتماعی تخصص یافته كه كاركردهایی تمایز یافته و تفكیك شده را بر عهده گیرند، انجامیده باشد.
تقریباِ تمام جانوران دارای جوامع حقیقی، از رده ی حشرات هستند و به دلیل نقض یكی از بنیادی ترین اصول تكامل داروینی - تنازع برای بقا- همواره برای زیست شناسان بحث انگیز و مشكل ساز بوده اند. امروز ما می دانیم كه رفتار ایثارگرانه ی جانورانی كه در این چارچوب از جفتگیری ومنتقل كردن ژنومشان چشم پوشی می كنند، با كمك معادلات هامیلتونی توجیه پذیر است .
حشراتی كه به بهای كمك كردن به ملكه شان از تخمگذاری خودداری می كنند، در واقع افرادی هستند كه به تنهایی شانس زیادی برای انتقال ژنومشان ندارند، و با رفتار ایثارگران شان در واقع مشغول یاری رساندن به خویشاوندشان (معمولاِ مادرشان ) هستند تا ژنومی بسیار شبیه به ژنوم خودشان را با بازدهی بسیار بیشترو بهره وری ای بسیار بالاتر به نسل بعد منتقل كند. پس هدف نهایی تكامل كه انتقال ژنوم است به این شكل ِ غریب برآورده می شود، و بر قواعد حاكم بر تكامل سیستم های زنده خدشه ای وارد نمی شود.
ادامه دارد....